یکشنبه ۱۷ اسفند ۰۴ | ۲۳:۳۱ ۱ بازديد
برای اعلامِ مفقودیِ کارتِ ملّی لازم بود بروم دفترِ پیشخوانِ دولت. هدفگذاریِ اولیهام شعبهی میدانِ فاطمی بود. آنجا گفتند که این کار را در شعبهای در جای دیگری انجام میدهند. جای دقیق را نمیدانستم، و آقای رانندهی اسنپ شکیبایانه کمک کرد که پیدا کنم. کار البته تمام نشد و بخشی ماند برای فردا چرا که شبکه قطع شد؛ اما ملایمت و مهربانی و کاردانیِ کارمندانِ آنجا چشمگیر بود. هرچه کردم آقای راننده قبول نکرد که مبلغی اضافه کنم. کمابیش بهزور و مخفیانه زمانِ توقف را در گزینههای سفر اضافه کردم.
در محلِ کار کمی ماندم و همکارانِ آمده را دیدم. همّتام را جمع کردم و با تمرکزْ چند صفحهای از ترجمهی بسیار خوبی از کتابِ سختی دربارهی نقدِ اولِ کانت را با اصل مقابله کردم و نظرهایم را نوشتم.
در تهران باران آمده بود و رانندهی عزیزِ مسیرِ برگشت نشانام داد که لکّههای سیاه هست بر بدنهی ماشینهای سفید. جانیانِ نتانیاهو/ترامپ مخازنِ نفتیِ اطرافِ شهر را زدهاند، و وبگاههای رسمیِ داخلی هشدارهایی دادهاند برای حفظِ سلامت.
خواندهایم از موشکبارانِ لندن به دستِ آلمانِ نازی. حالا خودمان میبینیم حملههای اسرائیل و امریکا به شهرهایمان را. دریغ میخورم بر رفتنِ کشتگانِ میهن، و میبالم به مقاومتِ نظامیانمان. وقتِ جنگ وقتِ ایستادن است. و من خوشبینام به بهبودِ اوضاعِ ایران، ایرانی که بهگمانام با سربلندبیرونآمدن از این جنگ استقلالاش را تا سالها و دههها تضمین میکند.
در محلِ کار کمی ماندم و همکارانِ آمده را دیدم. همّتام را جمع کردم و با تمرکزْ چند صفحهای از ترجمهی بسیار خوبی از کتابِ سختی دربارهی نقدِ اولِ کانت را با اصل مقابله کردم و نظرهایم را نوشتم.
در تهران باران آمده بود و رانندهی عزیزِ مسیرِ برگشت نشانام داد که لکّههای سیاه هست بر بدنهی ماشینهای سفید. جانیانِ نتانیاهو/ترامپ مخازنِ نفتیِ اطرافِ شهر را زدهاند، و وبگاههای رسمیِ داخلی هشدارهایی دادهاند برای حفظِ سلامت.
خواندهایم از موشکبارانِ لندن به دستِ آلمانِ نازی. حالا خودمان میبینیم حملههای اسرائیل و امریکا به شهرهایمان را. دریغ میخورم بر رفتنِ کشتگانِ میهن، و میبالم به مقاومتِ نظامیانمان. وقتِ جنگ وقتِ ایستادن است. و من خوشبینام به بهبودِ اوضاعِ ایران، ایرانی که بهگمانام با سربلندبیرونآمدن از این جنگ استقلالاش را تا سالها و دههها تضمین میکند.
- ۰ ۰
- ۰ نظر
پایداریِ ایران